وکالت واسترس

نوشته شده در وکالت و قضاوت

چکیده : وکالت تنها یک شغل نیست بلکه  هنری است ‏تابع شرایط خاص خود. وکالت مانند کار با اشیا یا ‏مواد خطرناک، ممکن است وکیل را در خود و با خود ‏درگیر نماید. به طوری که عده ای از وکلا  را از ‏این شغل بیزار نماید و جماعتی را بیمار ‏ ‏ و تنها ‏عده ای را که –به هر دلیل مانده اند-  امیدوار!  ‏این نوشتار کوتاه برای دو دسته اول نیست برای ‏آنانی است که مانده اند وامیدوار هم مانده اند !‏...
‏«استرس» (‏stress‏) در لغت به معنی «فشار و زور» و نیز به معنی «اهمیت دادن » ‏آمده است.(‏Haim.p۵۵۸‎‏ ‏ ‏ ) استرس بخشی از زندگی مدرن بوده و  در نتیجه ی ‏تغییرات در زندگی و یا نیازهای زندگی ایجاد می شود. بنابراین وقتی شما با چیز ‏جدیدی مواجه می شوید که نشانگر تغییر و دگرگونی در زندگی شماست و یا آینده ای ‏بدون پیش بینی را برای شما رقم می زند دچار اضطراب ونگرانی می شوید

.این ‏اضطراب ونگرانی جسم ،روح و روان ونیز عواطف شما را درگیر می کند.مثلاً در اثر ‏استرس ممکن است به شدت دچار درد در ناحیه معده بشوید(درگیری جسمی)یا دچار ‏خستگی مفرط بشوید بدون این که کارجسمی کرده باشید(درگیری روحی)و یا این که ‏احساسات عاطفی ناخوشایندی داشته باشید مثل این که احساس کنید آدمِ ناموفق وبی ‏خودی هستید یا کسی شما را به خاطر عدم موفقیت دوست ندارد(درگیری عاطفی) . ‏اصولاً جسمِ آدمی ،پیوند و وابستگی با روح دارد وبالعکس! پدر تحقیقات استرس،  ‏هانس سلیه  استرس  را به معنی «طیف گسترده ای از محرک های قوی جسمی و ‏روانی »می داند(‏Hans Selye ‎‏  به نقل از  ‏Melanie King ‎‏ ص ۱۹ ‏ ‏) اما این ‏محرِّک های جسمی و روانی چیست؟ در درون انسان نیرو و انرژی هایی یافت می ‏شود که او را به حرکت و تلاش وادار می سازد.روانشناسان به این نیروها،محرِّک یا ‏انگیزش می گویند.بنابراین هر عاملی که باعث فعالیت (داخلی یا خارجی)موجود زنده ‏شود،خود نوعی انگیزش یا محرک به حساب می آید. انگیزه       ( ‏Motive‏ ) موجود ‏زنده را از داخل به فعالیت وادار می کند. عروسک خیمه شب بازی را به یاد بیاورید! ‏عروسک به خودی خود حرکتی ندارد بلکه عروسک گردان با استادی بندهای متصل ‏به عروسک را به حرکت در می آورد و با تکان دادن بندها، عروسک نیز به حرکت در ‏می آید. هر چند موجود زنده در اثر تحریکات دقیقاً مانند عروسک عمل نمی کند،اما تا ‏حدودی حرکات موجود زنده شبیه حرکات عروسک خیمه شب بازی است.در اصطلاح ‏روانشناسی به حرکات غیر ارادی موجود زنده که تحت تاثیرعوامل شیمیایی و فیزیکی ‏و غیره  واقع می شود تروپیسم( ‏Tropisms‏ ) می گویند. موجود زنده ای مانند ‏سوسک حمام با ملاحظه نور فرار می کند ولی پروانه با دیدن نور به طرف آن می ‏رود.به این واکنش ها در اصطلاح بازتاب (‏Reflex‏ ) می گویند. در آدمیزاده نیز به ‏دلیل وجود سیستم اعصاب ، بازتاب امری طبیعی است .وقتی پزشک چوب مخصوص ‏معاینه را در گلو فرو می برد ،حالت تهوع به انسان دست می دهد یا وقتی نور به چشم ‏می تابد،مردمک کوچک وبزرگ می شود.بنابراین بازتاب ها نقش مهمی در رفتار ‏آدمی دارند. استرس از جمله همین محرک ها و انگیزش هاست که در مقابل آن روح ‏وجسم آدمی حالت بازتاب به خود می گیرد.بنابراین در پاسخ به این انگیزش، گاهی ‏آدمی حالت فرار گرفته وگاهی نیز به مقابله همراه با تجزیه وتحلیل و حل مشکل می ‏پردازد.(نرمان ل. مان ص ۳۰۷‏ ‏) ناگفته نماند وجود استرسِ مثبت لازمه زندگی ‏است،مقدارِ کمی استرس مثبت(‏Positive Stress‏) انگیزه ای در ما ایجاد می کند ‏که می تواند پیشاپیش ما را برای موقعیت های دشواری مانند آزمون های شغلی یا ‏امتحان آماده کند و یا بارها از همکاران شنیده ام که تنظیم لایحه در دقیقه نود،  ‏استعداد انسان را شکوفا کرده و بیشتر از حدّ تصور خوب از آب در آمده است. اما آنچه ‏که باید جلوی آن گرفته شود وبه مثابه یک بیماری خطرناک با آن مقابله ‏کنیم،استرس منفی(‏‎ Negative Stress‏) است. در حقیقت استرس مثبت ،طبیعی ‏و عادی است ،اما استرس منفی نوعی عذاب کشیدن و تحلیل روحی وجسمی ‏است.اکنون علائم این بیماری را بررسی می کنیم:‏
‏ الف-  علائم جسمی استرس منفی یا بیماری استرس عبارت است از: ۱.خستگی ‏مفرط۲.لرزش۳ .سردردومیگرن۴ . سرماخوردگی های پی درپی وترش کردن ۵.تهوع ‏واستفراغ ۶.دردهای شدید شکمی۷.تپش قلب ۸. اسهال۹.دردهای قفسه ‏سینه۱۰.گرفتگی گردن یا عضلات ۱۱.بی خوابی ۱۲.کمردرد ۱۳. فشارخون بالا ۱۴. ‏برافروخته شدن وعرق کردن ۱۵. کم اشتهایی ۱۶. احساس سرما خوردگی ۱۷. عطش ‏غیر عادی ۱۸. کرخ شدگی جسمی (شست پا ،انگشت ها و لب ها) ۱۹. زونا ۲۰. ‏سندرم تحریک پذیری روده ۲۱. اختلالات پوستی (عفونت پوستی بین انگشتان پا و ‏شست پای ورزشکاران ،اگزما، سوریاس،زخم ها و...)۲۲. اختلالات هورمونی ‏‏(اختلالات دوره ی قاعدگی ،کاهش لیپیدو ،ناتوانی جنسی) ‏
ب – علائم روانی بیماری استرس : ۱. تداعی ۲. کابوس ۳. انواع هراس ها ۴. گوشه ‏گیری ۵. سادیسم ۶. تنفرشدید ۷. وشایع ترین علامت ، افسردگی است. افسردگی ‏وضعیت پیچیده ای دارد .در نتیجه نابهنجاری ها، مواد شیمیایی خاصی در مغز  تولید ‏می شود. افراد افسرده در مغزشان ماده ی شیمیایی کمتری به نام سروتونین( ‏Serotonin‏ )  تولید می شود این همان ماده شیمیایی است که تاثیر مهمی بر ‏حالات روحی ما ،آستانه تحمل درد خواب ،اشتها و حتی بی انگیزه شدن ما دارد.       ( ‏کینگ ، ملانی ص ۶۴ و۶۵) همچنان که ملاحظه استرس یک بیماری روان تنی ‏است. مشاهده شده است که متاسفانه افراد افسرده برای فرار از فشار ناشی از افسردگی ‏به مشروبات الکلی و قرص های نشاط آور و مواد مخدر رو می آورند.در صورتی که ‏این مواد به شدت فقر ویتامین و مواد لازمه و... را به همراه آورده و بیشتر بیمار را دچار ‏مشکل می کند.  ‏‎  ‎
‎ ‎‏ نتیجه مطالب گفته شده این است که اولاً استرس واقعیتی انکار نشدنی است و وجود ‏آن به طور طبیعی باعث رشد وکمال انسان وموفقیت وی می شود و در ثانی با تحقق ‏آن جسم وروح انسان از درون واکنش نشان می دهد. با اعتقاد به مطالب گذشته می ‏توانیم بگوییم که استرس یک نقص شخصیتی نیست ،یک نقطه ضعف محسوب نمی ‏شود، بلکه سازوکاری است که جسم ما به کمک روان  در پاسخ به فشارِ استرس ‏انتخاب می کند.(مقابله یا گریز-‏Fight or Flight‏ )  مثالی که در پی می آید ‏نشان می دهد که استرس ،بازتاب جسمی را به دنبال دارد. اگر در دفتر کارتان تنها ‏باشید یا در نیمه شب در کوچه تاریک در حال عبور باشید و ناگهان متوجه بشوید که ‏کسی یا گروهی برای تهاجم ،در حال تعقیب شما هستند،ملاحظه خواهید کرد که ‏ضربان قلبتان بیشتر می شود.ترشح بیش از حدّ آدرنالین در بیشتر مواقع شما را آماده ‏فرار می کند.برای تامین اکسیژن لازم ضربان قلب ،فشار خون،و تعداد دم وبازدم ‏افزایش می یابد. جریان خون به سمت عضلات و مغز افزایش می یابد در حالی که ‏جریان خون در این حالت به معده و سایر ارگان ها که اهمیت کمتری دارند کاهش ‏می یابد.بدن شروع به تعریق می کند و بطور محسوس قند خون افزایش می یابد. این ‏تغییرات زمانی رخ می دهد که مغز احساس خطر می کند. مغز شما در برابر احساس ‏خطر به طور طبیعی تمام بدن را آماده پاسخ گویی می کند. ‏
حقیقت این است که مشاغل خاصی نسبت به سایر مشاغل پر استرس ترند .بنابر ‏تحقیقات به عمل آمده مشاغل امنیتی ،پزشکی و معلمی و اصولاً مشاغلی که با مردم ‏ارتباط بیشتر  و وظیفه پاسخگویی مستقیم دارند ،استرس بیشتری را به دارندگان خود ‏وارد می سازند.‏
‏ با در نظر گرفتن واقعیاتی که گفته شد به دنبال این پرسش می رویم آیا شغل وکالت ‏به دارندگان این حرفه استرس وارد می کند؟  سوال بعدی این است چه راه های برای ‏پاسخ به استرس در این شغل وجود دارد؟ در قسمت های بعدی سعی می کنیم به این ‏سوال ها وسوالات مشابه پاسخ بدهیم.‏
وکالت چیست؟ وکیل کیست؟ گرچه پاسخ قانونی به این سوال که وکالت چیست وجود ‏دارد ، به طور مثال شما با مطالعه مواد ۶۵۶تا۶۸۳ قانون مدنی  یا  مطالعه لایحه ‏قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری و یا ملاحظه قانون آیین دادرسی مدنی و ‏مواد ۱۸۵ تا ۱۸۷ قانون آیین دادرسی کیفری ومداقه در  سایر قوانین ومقررات می ‏توانید وظایف یک وکیل را حدث بزنید اما این سوال که وکیل کیست؟ کمی دشوار به ‏نظر می رسد!  وکالت صرفاً یک شغل نیست بلکه  مسوؤلیت های سنگین تر و فراتر از ‏یک شغل معمولی است که وکیل آن را به دوش می گیرد. مسوولیت هایی که علاوه ‏بر تعهدات حرفه ای ، مسوولیت انسانِ آگاه بودن و یک بالِ فرشته ی عدالت بودن،  ‏بر او تحمیل کرده است . بنابراین وکیل نه تنها پذیرنده مسوولیت های قانونی است ‏بلکه فراتر از آن ، مسوولیت و رسالت انسانی و الهی نیز بر دوش دارد .در حقیقت او ‏چون عالم وآگاه است بر پای مسوولیتی امضا کرده است که خداوند خود آن را نوشته ‏است‎: ‎‏ ‏‎ ‎‏ «خداوند از دانشمندان ِ - هر جامعه-پیمان گرفته که در برابر شکمبارگی ‏ستمگران وگرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند...»(امام، علی بن ابیطالب علیهما ‏السلام، خطبه سوم ‏ ‏) مسوولیت احقاق حق ! وظیفه ای که خداوند حداقل در زمین ‏اجرای آن تا سر حدِّ  امکان  از وکیل خواستار است. دکتر فرنانندو پمبو رییس اتحادیه ‏جهانی کانون وکلای دادگستری خطاب به وکلای جوان می گوید:«... مسوولیت شما ‏بیشتر است زیرا خداوند توانایی بیشتری به شما عطا کرده است ...» (خبرنامه کانون قم ‏ص ۸‏ ‏)بنابراین نگاه به وکیل و  وکالت یک امر صرفاً در حیطه شغل و روابط کاری ‏تلقی نمی شود. همه کسانی که دغدغه رسالت  برای برای حقوق و تبعاً وکیل دارند، ‏ظهور وحضور عدالتی بر خاسته از حقوق فطری را در غایت شغل وکالت، جلوه گر می ‏پندارند. وکلای دادگستری حق شروع دائم به حرفه وکالت را ندارند مگر این که ‏سوگند نامه ای را با نام مقدس خدا آغاز می شود را  بخوانند و برآن امضا بگذارند، ‏تاییدی که رسالت انسانی و فطری  را برایشان رقم می زند. تخطی از سوگند نامه - ‏که تماماً رسالت معنوی را بر دوش وکیل  می گذارد ومشحون از اخلاق است - خود ‏مسوولیت آور است. معنی گرایی ویژه این نگاه خاص نیست،« ژرژ کوهندی» مولف ‏کتاب اسرار دفاع  نیز ضمن برشمردن صفات اولیه برای وکیل دادگستری، داشتن ‏شرایط اخلاقی و فطری و استعدادهای ذاتی و طبیعی را مورد توجه قرار داده و می ‏گوید:«...وکیل مدافع باید آنقدر شهامت اخلاقی داشته باشد که از هیچ چیز نهراسد و ‏وظیفه خود را هر چند مخاطره آمیز باشد بدون هیچ تشویش و تردید وتزلزل انجام ‏دهد و افتخار استقلال فکر و آزادی دفاع را که از خصوصیات وکالت دادگستری ‏است،برای خود کسب کند...و در عین حال از روی وجدان و کمال ایمان واعتقاد و ‏حرارت وصمیمیت صحبت می کند بایستی مواظب باشد که انتقادات و حملات او ‏موجب رنجش و کدورت خاطر دادرسان و دستگاه قضایی نشود...»(کوهندی ،ژرژ ص ‏‏۳۴و۳۵‏ ‏) آیا این خصوصیات جز با تربیت درست وجز با تکیه بر شرف وقدرت شگرف ‏وماورایی آفریننده عدالت ممکن است؟ بنابراین وجود دوگونه مسوولیت : مسوولیت ‏حقوقی و نیز مسوولیت انسانی والهی بر دوش وکیل سنگینی می کند. طبیعی است که ‏بر دوش گرفتن این همه مسوولیت وکیل را دچار استرس نماید، ضمن این که کسی ‏که نانش از صافی عدالت می گذرد ،باید پاک ترین نان ها را بخورد ! بنابراین وکیل ‏دادگستری انسانی آگاه ومسوول که به دنبال احقاق حق و کمک به تعادل امور است.‏
عوامل ایجاد کننده استرس برای وکیل دادگستری: این عوامل را می توان بنا به منبع ‏ایجاد آن به دو دسته کلّی  تقسیم نمود:   استرس در رابطه شخصیت فردی- استرس ‏وارده از سوی دیگران . ‏
اول – استرس در رابطه با شخصیت فردی:  پذیرفته ایم که خواه ناخواه استرس وجود ‏دارد.اما گاهی این استرس ها ریشه در وجود خود انسان دارد.درون آدمی بدون این که ‏ما خواهان آن باشیم دچار اضطراب ها و ناراحتی هایی می شود. این که چرا ما دچار ‏استرس، نه از ناحیه یک عامل بیرونی بلکه از درون خود می شویم، ارتباط موثری با ‏مساله شخصیت دارد. شخصیت چیست؟ به مجموعه یا کلّ خصوصیات و صفات فرد ، ‏شخصیت اطلاق می شود. به عبارت دیگر شخصیت را می توان مجموعه ای از ‏خصوصیات مختلف فرد، مثل ساختمان بدنی ،خلق،رفتار،علایق،گرایش ها،توانایی ها ‏و استعدادها ،که از نظر سازگاری با موقعیت های اجتماعی اهمیت دارند ، دانست ( ل. ‏مان ،همان ص ۵۱۸و۵۵۳) شخصیت خصوصیات جسمی و روانی یک فرد است که ‏به نحوی رفتار او را در ارتباط با جهان خارج سامان می دهد. این خصوصیات  گاهی ‏آشکار هستند مانند :نیروی بدنی و جامعه پذیری، روانشناسان به این دسته از ‏رفتارها،صفات ظاهری می گویند. دسته دیگر از خصوصیات شخصیتی ، درونی بوده ‏وبه آن ها صفات باطنی یا عوامل عمقی شخصیّت می گویند.مانند ترس ‏،هیجان،آرزو،تمایلات و... دسته ای از ویژگی های شخصیتی وجود دارد که از حیث ‏اجتماعی حائز اهمیت است، به این دسته،صفات اجتماعی شخصیت می گویند.این ‏صفات دائمی هستند وسبب تمایز فرد از دیگران می شود. به همین خاطر است که ‏گاهی گفته می شود فلانی با شخصیت است یعنی دارای خصوصیات اجتماعی ومورد ‏احترام و دوستی دیگران است و بالعکس. اما پیچیدگی شخصیت به همین جا ختم ‏نمی شود. دانشمندان شخصیت افراد را از جنبه های متنوع مورد تقسیم بندی قرار ‏داده اند.از جمله شخصیت را به« برونگرا ودرونگرا » تقسیم نموده اند. شخصیت های ‏برون گرا تمایل بیشتری به جمع دارند ،دوست دارند حرف بزنند و خود را نشان بدهند ‏برعکس درون گراها گوشه گیری را بیشتر می پسندند. البته به طور کلی نمی توان ‏حکم کرد که درونگراها در عرصه اجتماعی ناموفق تر از برونگراها هستند اما بهر حال ‏در مقابله با مشکلات ناشی از تعامل با افراد، برونگراها موفق تر عمل می کنند. نقش ‏مزاج و خُلق و نیز نقش غدد درون ریز برای دادن فرمان به رفتار انسان در مساله ‏شخصیت مورد توجه قرار می گیرد. فردی که مسوولیت های وکالت را می پذیرد، باید ‏انسان فوق العاده ی باشد ،انسانی که ضعف های مرسوم مراجعه کنندگان را نداشته ‏باشد تا بتواند به آن ها یاری رساند. گرچه پاره ای از خصوصیات شخصیتی، ذاتی و ‏فطری است وانسان در آن ایجاد آن ها مدخلیّتی ندارد مانند هوش واستعداد ، اما ‏دانشمندان رفتار شناس راههای مختلفی را برای پرورش شخصیت پیشنهاد می کنند ‏‏.از جمله اموری که می توان  برای تقویت شخصیت به یک وکیل دادگستری پیشنهاد ‏کرد ،به این شرح است: مطالعه در حدود علوم وفنونی که به تقویتِ  استدلال ،قدرت ‏تخیل ، طبع نقاد،نرمش بجا وگسترش فکر،قریحه روانشناسی ، داشتن کمالات ‏اخلاقی ودینی، مراوده با انسان های بزرگ و ارزشمند یا مطالعه سرگذشت آنان ، ترک ‏عادات نابهنجار و تلاش در پرورش روح قناعت وبزرگ منشی و کسب فضیلت و ‏دوری از رذایل و معایب اخلاقی و...، به گونه ای که وکیل از  وقار و ابّهت وخصوصیات ‏جوانمردی و گذشت وپاکدامنی  سرشار گردد. نتیجه آن که ضعف شخصیت می تواند ‏بر بروز استرس و ناکامی وکیل اثر بگذارد و تقویت این صفات و ارزش ها در کمک به ‏وی در حل بحران استرس کمک شایانی می نماید. شخصیت های بی ثبات و تلقین ‏پذیر ، قطعاً در مقابله با استرس بی دفاع و سست هستند. در حالی که  برای وکیل ‏دادگستری شخصیتی باثبات ،خیرخواه ، باوقار و دارای ابهت و در عین حال سادگی و ‏بی پیرایگی ،شهامت در بیان حق وعدالت در رفتار وگفتار تصور می شود. یعنی فقط ‏چنین انسانی می تواند از عهده تکالیف وکالت دادگستری برآید. شخصی که آزمون ‏ورودی و اختبار را طی نموده است و پس از آن سوگند یاد کرده است ،حداقل های ‏لازم را دارد ، باید با شناخت بیشتر خود در صدد رفع ضعف ها وتقویت کمالات باشد. ‏نهایتاً این که توام نمودن علم وعمل وخشیت وتقوی از وکیل مورد انتظار است .در ‏این صورت است که استرس منفی به سراغ وکیل نیامده و او را از حرکت متعالی  در ‏راه هدف باز نمی دارد.‏
دوم- استرس وارده از سوی دیگران : علاوه بر این که  برای استرس می توان ریشه ‏درونی پیدا کرد-چنانکه قبلاً بیان گردید- می توانیم دسته ای از استرس ها را ناشی ‏از عملکرد دیگران بدانیم. وکیل دادگستری در راه انجام وظیفه و تاثیر گذاری بر ‏جریان پرونده با مقاومت هایی روبرو می شود . مشکلاتی که :‏
•    موکل ‏
•    قاضی
•    همکاران ‏
•    طرفِ موکل ‏
•    محیط کار
هر کدام به سهم خود برای او ایجاد می کنند و می توانند منشأ استرس به وی باشند. ‏
این عوامل را در سطور بعدی مورد توجه قرار می دهیم: زمانی یک محیط کار را ‏سالم می دانیم که تعادل در آن برقرار باشد.در محیط کار باید در میان عواملی ‏چون : ‏
•    تقاضا یا فشارِ حجم کار
•    دانش ومهارت ها و توانایی ها ‏
•    حمایت دیگران و... ‏
تعادل برقرار گردد.توضیح: وقتی پرونده ای را از موکل قبول می کنیم،ارزیابی دقیقی ‏از این که چقدر وقت ما را خواهد گرفت ،نداریم. موکل عجله دارد ،احساس می کند ‏حقوق خود را از دست داده و وکیل می تواند او را به حق اش برساند. او می گوید: « ‏وکیل حتماً راهی برای من پیدا خواهد کرد واگر راهی نباشد ، راهی برایم خواهد ‏ساخت! »چون بابت استفاده از خدمت وکیل پول داده توقع اقدام سریع دارد، از طرف ‏دیگر همزمان مجبوریم چند کار را با هم قبول کنیم،در حالی که انجام  هریک از ‏پرونده ها توانایی های خاص خود را می طلبد، در این مرحله نیاز داریم برای احقاق ‏حق موکل ،قاضی و طرف وی ونیز همکاران موضوع را درک کنند و با ما در احقاق ‏حق همراه شوند. گاهی حجم پرونده ها نمی گذارد مطالعه و مشاوره ی لازم صورت ‏گرفته و در نهایت به موقع دادخواست متناسب داده شود،دادخواست با ایرادات شکلی و ‏ماهوی عدیده مواجه شده و دادخواست مجدد مستلزم هزینه وصرف وقت است. موکل ‏متوجه موضوع شده و شروع به انتقاد از ما می کند و از طرف دیگر وجوه پرداختی بابت ‏حق الوکاله را مطالبه می کند. قاضی از این که دادخواست متناسب داده نشده ،برای ما ‏اظهار تاسف می کند، همکاران به استهزاء ما می پردازند.کافی است در چند پرونده ‏وضعیت مشابه پیش بیاید، فشار بیش از حدی به وکیل وارد می شود .احساس عدم ‏موفقیت و عدم مفید بودن به وی دست می دهد ناراحتی های جسمی وروحی به وکیل ‏رو می آورد. اکنون استرس چهره خود را نشان می دهد. همانگونه که ملاحظه شد در ‏این مثال تعادل بهم خورده و وکیل دچار استرس می شود.‏
‏ در چنین شرایطی چه باید کرد؟ مراجعه به روانشناس و مشاور طبیعی به نظر می رسد ‏اما راه کم هزینه تری هم به نظر می رسد : ‏
‏  پیشگیری و درمان
‏ پیشگیری بهترین راه است. قبل از درگیر شدن با معضل استرس می توانید با ‏اقداماتی حساب شده خود را از استرس برهانید. بنابراین لازم است:‏
‏۱- موضوع  را در حدّ تخصص خود انتخاب کنید: هر پرونده  پیچیدگی  ‏خاص  خود را دارد. اکنون دادگستری نیز به این نتیجه رسیده که باید دادگاه ها را ‏تخصصی کرد و برای هر موضوعی قاضی مخصوصی تربیت نمود. دادگاه های جزایی ‏و موضوعات آن تفاوت آشکاری با موضوعات مرتبط با وظایف دادگاه های حقوقی ‏دارد.این موضوع باید در امر وکالت نیز رعایت شود.وکیل باید در یکی از موضوعات ‏تخصصی،تبحر پیدا کند. علم وتخصص قدرت و توانایی  مهار کردن مشکلات را به ‏شخص می دهد. وکیل متخصص کمتر شکست می خورد و برای شکست خود نیز ‏توجیه مناسبی دارد.شکست غیر قابل پیش بینی منبع اصلی استرس شناخته شده ‏است. در دوره های تخصصی و گارگاه های آموزشی شرکت کنید . گواهی موفقیت ‏دوره را در اتاق کار خود نصب کنید .شما دوره مخصوصی را دیده اید نمره موفقیت ‏آمیزی را کسب نموده اید اکنون به داشتن آن گواهینامه ها افتخار کنید و اعتماد به ‏نفس داشته باشید. ‏
‏۲- برای قبول پرونده از موکل تعجیل نکنید: عجله در پذیرش و قبول وکالت ‏بدون مطالعه وتأمل، نشانه ناپختگی وکیل است. ضمن این که توقع موکل را هم بالا ‏می برد. قبول یک موضوع قضایی احتیاج به مطالعه قبلی و تدبّر داشته ونیز نیاز به ‏گزینش راه حل های مختلف و گزینش راه برتر و موفقیت آمیز تر.  قبول با عجله ‏موضوع وکالت مانند پذیرش فوری  رانندگی در مسیر کوهستانی و ناآشنا و درحال ‏باریدن برف و احتمال سقوط بهمن ،بدون تجهیزات ایمنی است. موکل عاقل سوارِ ‏چنین اتومبیلی نخواهد شد.رانندگی در این مسیر خطرناک و غیر قابل پیش بینی،  ‏استرس زا و ناراحت کننده است. در برخورد با موضوع به اندازه کافی باید فکر کنید ‏‏.پاسخی که به عنوان راه حل می دهید دهان به دهان خواهد گشت وبه عنوان راه حل ‏پیشنهادی به نام شما ثبت خواهد شد. موکّل به حزم و دور اندیشی شما به دیده ‏تحسین نگاه خواهد کرد.  ‏
‏۳- قوانین و مقررات و رویه قضایی مرتبط را برای موکل به زبان ساده ‏توضیح دهید: دانایی توانایی است. تسلط به قوانین ورویه قضایی در ارائه راه حل به ‏مراجعه کننده مفید است. استناد به قوانین ومقررات و شناساندن رویه قضایی به موکل ‏ضمن نشان دادن تسلط شما باعث جلب وجذب مراجعه کننده می شود. مراجعه کننده ‏خود را وقتی با یک فرد مسلط وآگاه ببیند، راحت تر به او اطمینان می کند. ضمن این ‏که دانستن راه حل حق موکل است. موکل حق  قوانین و مقررات را در موضوع دعوی ‏برای موکل بخوانید .آن ها را تفسیر کنید. قبل از انعقاد قرار داد تبحر خود را با استناد ‏به قوانین وبیان مستدل ثابت کنید.‏
‏۳- موضوع را با یک وکیل با تجربه در میان بگذارید: از همکار با تجربه ‏بخواهید در موضوع دعوی به شما مشورت بدهد. از اندوخته ها وتجربه وی استفاده ‏کنید. استفاده از تجربیات دیگران مشارکت در عقل حسابگر آن هاست. راه را باکسی ‏که قبلاً رفته دوباره مرور کنید. روی تابلوی بزرگی بنویسید: پرسیدن عیب نیست ‏ندانستن عیب است!  ‏
‏۴-  نتیجه دعوی را تضمین نکنید:تضمین موفقیت در پرونده  دلهره آورست ، ‏میزان و امکان موفقیت یا عدم موفقیت در پرونده را حتماً با موکل در میان گذاشته ودر ‏قرارداد کتباً ذکر کنید. وقتی بندهای قبلی را اجرا کردید،با آرامش بهتری سکّان ‏هدایت مشکلات موکل را می چرخانید. ‏
‏ ۵-  سنگ بزرگ را به تنهایی بر ندارید: وقتی به تنهایی قدرت و توانایی ‏انجام مورد وکالت را نداریم ، طرف را به یک وکیل با تجربه معرفی کنیم یا از همکار ‏با تجربه مان  بخواهیم مشترکاً با ما قبول وکالت کند.‏
‏۶- قانون حاکم در موضوع پرونده را یاداشت ومرور کنید: سردر گمی در ‏استدلال  ها و استناد ها به ویژه زمانی که دادرسِ با حوصله ای پشت میز دادگاه ‏نشسته باشد و بخواهد استدلال مبتنی به قانون را بشنود،به ضرر وکیل مدافع خواهد ‏بود. بنابراین لازم است قبلاً مواد استنادی با توجیه کافی واز طریق مباحثه و جمع ‏آوری دکترین و نظرات متفاوت تفسیری در اختیار وکیل باشد. قدرت استفاده از ‏دکترین های نزدیک. به موضوع احترام برانگیز و تبعاً اعتماد به نفس را در وکیل ‏مدافع افزایش می دهد.    ‏
‏۷- قبل از قبول نهایی پرونده و جواب مثبت به مراجعه کننده ، لیستی از ‏اقداماتی که ممکن است  انجام بدهید را به اطلاع وی برسانید: از حقوق ‏موکلین شما دانستن اقداماتی است که می خواهید انجام دهید . حسن اطلاع دادن ‏اقدام به موکل این است که به دلیل آشنایی بیشتر موکل با طرف خود می توان از ‏همفکری وی استفاده کرد واحیاناً هشدارها و انذار موکل درباره روحیه طرف را مورد ‏توجه و در طرز دفاع لحاظ نمود و همچنین ممکن است ذکر این اقدامات و به یاد ‏آوردن آن ها به موکل سبب گردد که وی ناگفته هایی را که داشته واقدامات مشابهی ‏را که انجام داده، به یاد بیاورد و بدین وسیله از دوباره کاری  پرهیز می شود .ضمن ‏این که موکل احساس می کند وکیل مدافع اش با برنامه و اندیشه وحزم کافی برنامه ‏دفاع را طراحی نموده است.  ‏
‏۸- موضوع دعوی را شبیه سازی کنید: یکی از بهترین راه ها برای مواجه با ‏حالتی که دلهره آور است شبیه سازی موضوع دعوی است . این بار خوب است در ‏مقام وکیل طرف مقابل قرار بگیرید و از همکار وکیل تان بخواهید در مقامِ وکیل ‏موکل شما یا قاضی پرونده،دفاع نماید. بدین ترتیب ضعف و قوت استدلال خود را یک ‏بار دیگر با عوض کردن جای خود خواهید دید. ‏
‏۱۰- اعتماد موکل را جلب کنید او باید دلسوزی وصداقت شما را ‏احساس کند: اساس اعتماد موکل به شما تنها شهرتِ شما نیست. رضایتمندی ‏موکل پس از خروج از اتاق کارتان در چهره او معلوم خواهد بود. منشی با تجربه در ‏همان نگاه اول خواهد فهمید که آیا موکل از ادامه کار یا  میزان موفقیّت و صداقت ‏شما مطمئن شده است یا خیر ! ممکن است شما در به سامان رساندن پرونده –به هر ‏دلیل –موفق نشوید ، ایرادی ندارد،  اما این صداقت در دفاع و مبارزه عادلانه را موکل ‏شما باید در طول دفاع احساس کند .‏
‏۱۱- لایحه دفاعی به همراه داشته باشید:  اگر شما  نتوانید به طور کامل  ‏مقصود خود را  به گوش طرف برسانید احتمالاً این گونه حس خواهید کرد که : ‏نتوانسته ام مطلب خود را به طور کامل به طرف تفهیم کنم  و شاید این نشانه ضعف ‏من است که نمی توانم خوب حرفهایم را به طرفم بفهمانم پس من آدم ناموفقی ‏هستم  و این احتمالاً بر رد دعوی یا موضوع او تاثیر خواهد گذاشت... (شروع استرس) ‏در حالی که ممکن است این امر واقعیت نداشته باشد چون گاهی به دلیل کثرت ‏موضوعات ، یا کمی وقت یا کم حوصله بودن دادرس دادگاه ، فرصت بیان همه دفاع ‏یا بیان مطالب وجود نخواهد داشت،بنابراین اصل باید براختصار در دفاع  و ذکر نکات ‏محوری در صورتجلسه دادگاه باشد وموارد مفصل تر را به لایحه ارجاع داد. حُسن ‏دیگر لایحه – بر خلاف بیان شفاهی که گاهی تلخ ودرد آور است - جلوگیری از ‏برخوردها  وبگو مگوهای حرمت شکن است . بنابراین خصوصاً به وکلای کم تجربه و ‏نیز همکاران در معرض ابتلا و دارای سابقه استرس مؤکّداً به استفاده از لایحه به جای ‏بیان شفاهی توصیه می شود. بهتر است لایحه خود را قبل از جلسه دادگاه برای ‏موکلتان بخوانید، تا وی عدم اظهار شفاهی دفاع را دال بر ضعف شما تلقی نکند.   ‏
‏۱۲- ورزش را جدی بگیرید: به دلیل عوارض جسمی استرس بر دیواره های ‏قلب و شریان های آن وافزایش حجم خون دهی هنگام استرس قلب و معده دچار ‏آسیب ویا در معرض خطر قرار می گیرد و استعداد شما برای ابتلا به ناراحتی قلبی را ‏افزایش می دهد. بنابراین لازم است فشار ناشی از استرس را با ورزش کردن جبران ‏کنیم. زیرا ورزش و فعالیت جسمی به کاهش واکنش فیزیولوژیک به استرس با حذف ‏هورمون های استرس از سیستم بدنی کمک می کند. پس از این اقدامات احساس ‏مفید بودن وشعف به شما دست خواهد داد بدون استرس و فشار و در زمان بندی ‏مشخص کار موکل را انجام خواهید داد موکل حتی اگر موفق هم نشوید از شما راضی ‏خواهد بود. همانگونه که ملاحظه شد باید در یک محیط سالم –بدون استرس- بین  ‏سه عاملِ موثر حجم وفشار کار، توانایی های شخصی و حمایت دیگران تعادل برقرار ‏باشد.‏
‏    در مساله محیط کاری عوامل دیگری نیز نقش دارد. محل ملاقات شما با ارباب ‏رجوع باید احساس امنیت وآرامش را به مراجعه کننده القا کند. نگاه اول ارباب رجوع به ‏منشی شما است ،اگر او انسان مودب وبا تجربه ای باشد، قسمتی از فشارها واسترس ‏ها را به جان می خرد، موکل عصبانی را امیدوار و آرام می کند ،از تجربیات موفق شما ‏سخن می گوید. به شما در نحوه برخوردها کمک می کند برای شما در این شغل ‏پرمخاطره امنیت ایجاد می کند.برای عدم موفقیت های شما توجیه مناسبی می ‏آورد.نظم ،دقت ،اطلاع رسانی دقیق و منظم ، پاسخگویی به تماس ها ومراجعات ‏همگی می تواند به موکل کمک کند تا از فشار روحی او کاسته شود وهم استرس به ‏شما وارد نکند.‏
‏ اگر چند سوال از خود بپرسید خواهید دانست که محیط کارِ سالمی دارید یا نه.‏
‏۱. آیا برای من این شغل مناسب است؟ ‏
‏۲. آیا در شغلم احساس ناامنی دارم؟‏
‏ ۳. آیا برای موفق شدن باید شب وروز کار کنم؟
‏ ۴. آیا تمام وقت باید به موکلین ومراجعانم پاسخ بدهم؟ ‏
‏۵.اگر نتوانم برای موکلم کاری انجام دهم احساس گناه می کنم؟‏
‏ ۶. آیا موکلین انتظار دارند حتماً کارشان را با موفقیت انجام دهم؟‏
‏  اگر پاسخ شما به بیشتر سوال ها مثبت باشد ،محیط کار شما ناسالم است. باید برای ‏تغییر آن فکر جدی بکنید. از حجم کار خود بکاهید از استرس های خود خواسته ‏جلوگیری کنید.جاذبه های شغلی مانند درآمد نباید سلامت مارا به خطر اندازد. مرتباً  ‏حجم کار خود را  با این سوال ارزیابی کنید: آیا بیش از توانم کار می کنم؟(ملانی ‏کینگ ص۴۱)‏
‏   مساله مهم دیگر در محیط کار مساله خشونت  است. در شغل وکالت ما مجبور به ‏شنیدن حرف های تلخ و دردناک هستیم . گاهی طرفِ موکل به تصور  این که ما ‏درصدد تضییع حق وی هستیم با خشونت با ما رفتار می کند. خشنونت ها اعم از ‏گفتاری و رفتاری . گرچه قوانین تضمیناتی برای حفاظت از وکیل دادگستری در مقابل ‏توهین حین انجام وظیفه پیش بینی کرده است اما ما خاطره اهانت دیگران را فراموش ‏نخواهیم کرد. گاهی نیز قاضی با اقتدار و اعمال خشونت اقدام به اخراج ویا گفتن حرف ‏های تحقیر آمیز  و یا  سبک کردن وکیل نزد موکل و اصحابِ دعوی می کند که ‏برخورد با این مساله هم تدبیر مضاعفی را می طلبد.بنابراین علائم استرس منفی به ‏شدت در موارد مذکور به چشم می خورد.در موارد مذکور باید حتی الامکان از اظهارات ‏شفاهی خود داری نموده و با تقدیم لایحه و اظهارات کتبی و عدم پاسخ ، جلسه را ‏مدیریت کرد.مساله بعدی این است که وکیل دادگستری خشنونت علیه خود را باید ‏فرض مسلم بگیرد. در این صورت تحمل آن ها راحت تر به نظر می رسد.‏
‏ بحث درباره استرس و راه های کم کردن آن برای وکیل دادگستری همچنان باقی ‏است .استفاده از تجربیات دیگران و نیز استفاده از علوم مختلف ،پرورش شخصیت و ‏ویژگی های فردی و ممتاز ،طرز رفتار وکار و تعامل با دیگران راه های آسان تری را ‏به ما نشان می دهد. مهم این است که بدانیم کارِ واقعی شغلی نیست که برای امرار ‏معاش و پرداخت هزینه های زندگی انجام می دهیم بلکه کارِ واقعی کاری است که با ‏یافتن توانایی ها بالقوه ی ما و به فعل در آوردن آن ها ارتباط دارد. خدا توانایی و ‏شایستگی احقاق حقّ را به ما داده است . باید قدرت های نهفته را بازشناسایی کنیم و ‏توان خود را برای تعامل هدفمند با مردم بیابیم و در رسالتی که به دوش گرفته ایم با ‏صلابت ودانایی به پیش رویم. به قول هلن کلِر :« هرچند دنیا پر از غم واندوه است ، ‏موفقیت و کامیابی هم فراوان دارد»  ‏

پی نوشت:‏
‏ ۱. آرون ، دبورا ال ، فرار از وکالت، ترجمه حمید رضا عدلی و سعیده میرزایی، ناشر حمیدی ،چ ‏اول تهران ،۱۳۸۹ ‏
‏۲. ‏Haim Shorter ENGLISH PERSIAN dictionaryچاپ دوازدهم . سال ۱۳۶۸.انتشارات ‏فرهنگ معاصر . تهران ‏
‏۳. کینگ ، ملانی. راه های شناخت ومقابله با استرس شغلی . ترجمه شادی فرهمند و بهزاد مرد ‏آزادناو،انتشارات دانژه،چ اول ،تهران ، سال۱۳۸۸‏
‏۴. مان،  نرمان  ل . اصول روانشناسی ترجمه دکتر محمود ساعتچی،انتشارات امیرکبیر،چ۱۱ ، ‏تهران،۱۳۶۹  ‏
‏۵. امام علی بن ابیطالب علیه السلام ،نهج البلاغه خطبه سوم معروف به شقشقیه :« ...اگر نبود ‏عهد ومسوولیتی که خداوند از علما ودانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر شکم بارگی ‏ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان ،سکوت نکنند،من مهار خلافت را رها می ساختم و از آن ‏صرف نظر می کردم ...»  ‏
‏۶. سخنرانی ریاست اتحادیه جهانی وکلا در جمع  وکلای دادگستری قم در آیین ویژه سوگند ‏اولین دوره کار آموزان پذیرفته شده در اختبار ،خبرنامه داخلی شماره ۲ کانون وکلای دادگستری ‏قم مردادماه سال ۸۷ ‏
‏۷. کوهندی، ژرژ . روز موفقیت در دادگستری ،اسرار دفاع. ترجمه دکتر ابوالقاسم تفضلی ، ‏انتشارات گنج دانش،چ پنجم، تهران ۱۳۸۷  ‏

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آخرین ارسالهای کاربران