حقوق (خواهان) و (خوانده) در اسلام

نوشته شده در حقوق اسلام(فقه)

حقوق (خواهان) و (خوانده) در اسلام

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

امام علي بن الحسين زين العابدين عليه السلام در « رساله الحقوق » درباره حق خواهان وخوانده سخنان زيبائي دارد كه به نقل و بررسي آنها مي پردازيم و نخست ترجمه آزاد بيان آن حضرت را درباره « مدعي – خواهان » از كتاب تحف العقول ميآوريم :
1 حقوق « خواهان »


« و اماحق طرفي كه بتو ادعا دارد اينست كه :
الف – دليل او را نقض نكني دعوت او را ابطال ننمائي ،
ب – و با خودت طرف شوي ،
ج – و براي او حكم كني ،
د- و بي شهادت شهود گواه او باشي ، زيرا كه اين حق خدا است بر تو . »
« واگر ادعاي او باطل است :
الف – با او نرمش كني ،
ب – و او رابترساني ( از خدا ) ،
ج – و به دينش قسم بدهي ،
د – و با تذكر بخدا از تندي او بكاهي ،
ه – و پر و ناروا نگوئي كه تجاوز ، دشمن را از تو برنگرداند بلكه به گناه او گرفتار شوي و شمشير دشمني او باين سبب بر تو تيز گردد ، زيرا سخن بد شرانگيز است و سخن خوب ، شربرانداز است و لاقوه الابالله .»
اگر انسان يقين كند كه سخنان پيشوايان معصوم (ع ) ، نه اندرز و توصيه اخلاقي كه بايد تلكيف شمرده شود ، و نيز بداند كه اجراي اين دستورها حافظ حقوق او و مردمي است كه با وي سروكار دارند ، كمتر مرتكب تخلف و گناه يا طرح دعواي بيمورد و شكايت بي جا در دادگاهها و يا در ادارات و سازمانهاي دولتي ميشود . و از اينراه نه تنها خود را به زحمت و رنج نمي اندازد بلكه وقت مأموران دولت را نيز ضايع نميسازد ، تا آنها به كارهاي اصلي و اساسي خود برسند و در پيشبرد اهداف اسلامي و ترقي و تعالي جامعه بهتر تلاش كنند .
براساس دستور امام سجاد (ص ) اگر خوانده در مقابل « حق » خواهان ، تكليف خود را بداندو به آن عمل كند طرفين نيازي در مراجعه به محاكم قضائي نخواهند ديد ، اين امر در فعاليتهاي اقتصادي جامعه نيز بسزائي خواهد گذاشت و به رفاه و آسايش مردم كمك خواهد كرد .
پيرامون اين موضوع ميتوان به شواهد قرآني و احاديث ديگر استناد كرد . خداوند ميفرمايد :
و لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون »
حق را بباطل مپوشاند ، تا حق را كتمان كرده پنهان سازيد ، در حاليكه به حقانيت آن آگاهيد .
« و لا تكتموا الشهاده و من يكتمها فانه اثم قلبه و الله بما تعملون عليم »
شهادت را كتمان مكنيد كه هر كس شهادت را كتمان كند البته به دل گناهكار است و ( بايد بدانيد كه ) خداوند به آنچه ميكنيد ( پنهان باشد يا آشكار ) آگاه است .
اين دو آيه با دوفعل نهي همراه است و هر مسلماني ميداند كه ارتكاب هر عملي كه از سوي خداوند « نهي » شده گناه كبيره است . بهمين جهت هر كس كه بخواهد از خشم خدا در امان باشد بايد حق را باطل نياميزد و آنرا كتمان نكند و براي خدا به « حق » « شهادت » دهد ، هر چند به زيان خودش ميباشد ، در اين باره نيز خداوند ميفرمايد :
« يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء الله ولو علي انفسكم او الوالدين والا قربين ان يكن غنياً او فقيراً فالله اولي بهما فلا تتبعوا الهوي ان تعدلوا و ان تلووا او تعرضوا فان الله بما تعملون خبيراً »
اي ايمان آورندگان بپاي دارندگان عدل و داد و گواهاني براي خدا باشيد هر چند به زيان خود يا پدر و مادر و خويشان شما باشد و چه غني يا فقير باشند كه خدا سزاوارتر است از شما براين دو حال ( و تبديل فقر به غني يا برعكس ) پس شما در حكم و شهادت پيروي نفس مكنيد ، كه نتوانيد به عدالت رفتار كنيد و اگر شهادت را تحريف كنيد و يا اعتراض نمائيد خدا از آنچه ميكنيد باخبر است .
همچنين ، درباره رعايت حقوق مردم واقامه شهادت به حق ، امام صادق عليه السلام ميفرمايد :
« من يضمن لي اربعه باربعه ابيات في الجنه ؟ انفق و لا تخف فقراً و افش السلام في العالم و اترك المراء و ان كنت محقاً و انصف الناس من نفسك »
كيست كه ضامن باشد براي انجام چهار كار در برابر چهارخانه در بهشت ؟ انفاق كن و از فقر نترس ، در جهان « سلام » را آشكار كن ، نزاع و جدال را ترك كن گر چه حق با تو باشد ، و ميان خودت و مردم به انصاف رفتار كن . در زمان طرح دعوي و به هنگام رسيدگي و حتي قبل از اين دو مرحله هر گاه مدعي و مدعي عليه دو نكته پايان حدبث يعني (ترك مجادله و لجاج) و رعايت انصاف هر چند به زيان خود را در نظر بگيرند و به آن عمل كنند مشكل طرفين به سادگي حل خواهد شد و عمر گرانمايه شان در راه شيطاني « مرافعه » صرف نخواهد گرديد .
2
تكليف « خوانده » در دعواي باطل
در هر دعوائي كه خواهان مطرح سازد دو صورت ، بيشتر متصور نيست : يا به حق است يا به باطل . در صورتيكه دعوي مدعي حق باشد ، وظيفه و تكليف مدعي عليه ( خوانده ) همان است كه گفته شد . اكنون بايد ديد در زمانيكه دعواي مطروحه باطل باشد ، خوانده ، حسب الامر امام سجاد (ع ) چه تكليفي دارد ؟ امام عليه السلام 5 وظيفه براي خوانده برشمرده است :
-نرمش با خواهان ،
-ترسانيدن او از خداوند ( نه از خود ) ،
-قسم دادن مدعي ،
-ياد خدا كردن براي كاستن از تندي خواهان ،
-و ناروا و ناسزا نگفتن ،
در اين موارد نيز آياتي از قرآن كريم را ميآوريم :
خداوند خطاب به پيامبر اكرم (ص ) كه الگو واسوه نيكوي مسلمين است و همه بايد از حضرتش پيروي كنند ميفرمايد :
« فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت قظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم و شاور هم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يجب المتوكلين »
رحمت خداوند ترا با مردم مهربان و خوشخو گردانيد و اگر تندخو و سخت دل بوديد مردم از گرد تو پراكنده مي شدند ، پس چون است بناداني درباره تو بد كنند از آنان درگذر و از خدا براي آنان طلب آمرزش كن و در كار ( جنگ ) با آنان مشورت نما ، ليكن آنچه خود تصميم گرفتي با توكل به خداوند انجام ده ، كه خداوند آنان ر ا كه بر او اعتماد كنند دوست مي دارد .
خداوند براي پرهيز از ستم كاري و جلوگيري از حق كشي و باطل گرائي اشخاص از طريق : خدا را به ياد ايشان آوردن ، ميفرمايد :
وذكرفان الذكري تنفع المؤمنين »
و امت را تذكر و پند ده كه ( اگر پند و ياد خدا كافران را سودمند نيفتد ) ، مومنان را سودمند ميافتد .
الا بذكرالله تطمئن القلوب
دل آرام گيرد ز نام خداي
درباره خشم و تندي نكردن و پرخاشگري و ستيزه نمودن ، بلكه غضب خود را فروخوردن و در زمره نيكوكاران قرار گرفتن و اجر و پاداش فراوان از خداوند يافتن ، مي توان از آيه 134 سوره آل عمران استفاده كرد كه ميفرمايد :
الذين ينفقون في السرآء ولضرآء و لكاظمين الغيظ والعافين عن الناس والله يحب المحسنين .
كسانيكه از مال خود در حال وسعت و تنگدستي انفاق كنند و خشم و غضب خود را فرو نشاند و از بدي مردم درگذرند ( چنين مردمي نيكوكارند ) و خداوند نيكوكاران را دوست مي دارد .
نكته مهم ديگري كه رعايتش در دعاوي ضرورت دارد ، ناسزا نگفتن و فحاشي نكردن است زيرا فحاشي است كه گاه بزرگترين جرم ها مثل قتل نفس را به وجود ميآورد ، حتي با اطمينان كامل مي توان گفت بيشتر قتلهاي ( غير سياسي ) را تنها اولين فحشي كه يكي از طرفين منازعه به زبان آورده سبب شده است . به همين جهت مجازات قذف و فحش ناموس دادن بموجب آيه 4 سوره نور شديد ، و هشتاد ضربه شلاق تعيين شده است و براي هميشه شهادت ناسزا گو پذيرفته نمي شود . و پيامبر اكرم ( ص) هم مي فرمايد :
ماكان الفحش في شيئي قتل الا شانه و لا كان الحياء في شيئي قتل الا زانه
ناسزا گويي و بد زباني در هر چه باشد آنرا خوار كند و حياء در هر چه باشد آن را زينت دهد
در نتيجه براي اينكه مدعي ، دشمن نشود و خواسته خود را بيشتر نكند و يا كاري كه با گفتگوي ملايم و نرمش در كلام حل و فصل مي شود به منازعه و خونريزي مبدل نگردد، خوانده بايد از بد زباني كه خود گناه است بپرهيزد و از گفتار باطل خواهان به خشم و غضب نيايد و اگر چنين حالتي بر وي دست دهد ، خويشتن داري از خود نشان دهد كه به فرموده رسول اكرم ( ص ) « نيرومندي به كشتي گرفتن نيست بلكه نيرومند كسي است كه بهنگام خشم ، خويشتن دار باشد . »
3 حقوق « خوانده »
امام سجاد ( ع ) درباره حقوق خوانده كه بايد خواهان رعايت كند چنين فرموده است :
« و اما حق طرفيكه باو دعوي داري اينست كه :
الف – اگر آنچه ادعا ميكني درست است در گفتگوي براي خروج از دعوي آرام باشي ، زيرا ادعا در گوش طرف كوبندگي دارد ،
ب – و دليل خود را با نرمش باو بفهماني ،
ج- با مهلت و بيان روشن ،
د- و لطف كامل ،
ه – و بسبب ستيزگي او با قيل وقال ، دست از دليل خودبرنداري ، تا دليلت از دست برود و جبران آنرا نتواني كرد ، ولا قوه الا بالله .»
از بيان امام ( ع ) كه ميفرمايد : « اگر آنچه ادعا ميكني درست است و پس از آن تكاليف خوانده و حقوق خواهان را برشمرده پيداست كه آن حضرت طرح دعوي باطل و خلاف حق را هرگز مجاز نميداند . و حق و تكليف را بر دعوي درست و موافق با واقع و حقيقت بار ميفرمايد . ديگر اينكه برخلاف معمول كه هر كس « ذيحق » باشد او را مكلف نمي شمارند ، بلكه بار سنگين تكليف را بر عهدي مذكور ملزم شمارند ، بر خلاف امروز كه طرح دعاوي و ارتكاب جرائم در دنيا رو به افزايش است ، اين امور شديداً رو به كاهش خواهد گذاشت و امنيت قضائي ، و عدالت اجتماعي بهتر تأمين خواهد شد . امام سجاد (ع) به صاحب حق كه دليل روشن همراه دارد توصيه ميفرمايد از قيل وقال دست بردارد و جنجال برپا نكند و با نرمي و ملايمت ادعاي خود را در برابر خوانده مطرح سازد و به جاي هر گونه پرگوئي و ستيزه جوئي بر دليل خود پافشاري كند زيرا اگر سخن به تندي و خشم گرايد ازقدرت دليل و استحكام استدلال كاسته گردد و در چنين حالتي دعوي بدرازا ميكشد وگاهي نتيجه معكوس ميدهد .
قرآن كريم به دليل و « بينه » كه سبب هدايت انسان و تسليم او به « حق » ميشود اهميت فراوان داده است . بينه و جمع آن « بينات » كه صفت مشبهه است 71 بار در قرآن تكرار شده است و آنچه از ماده بيان و بيتوته و تبيان مشتق شده است و در قرآن كريم آمده جمعاً 257 بار ميباشد و اين عدد بزرگ بر اهميت سخن همراه با دليل و برهان دلالت دارد . آياتي چند از اين جمله بدين شرحند :
1-هذا بيان للناس و هدي و موعظه للمتقين
اين ( كتاب و آيات خدا ) حجت و بيان است براي عموم مردم و راهنما و پندي براي پرهيزگاران .
2-ونزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شئي
و ما بر تو اين قرآن را فرستاديم تا حقيقت هر چيز را روشن كند .
3-لا اكراه في الدين قدتبين الرشد من الغي
در دين اكراه و اجبار نيست زيرا راه رستگاري از بيراهه گمراهي ، روشن و آشكار گشته است .
سعدي ميگويد :
چاه است و راه و ديده بينا و آفتاب
تا آدمي نگاه كند پيش پاي خويش
چندين چراغ دارد و بيراه ميرود
بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش
1-ليهلك من هلك عن بينه و يحيي من حي عن بينه
تا آنها كه گمراه و هلاك ميشوند از روي دليل و حجت روشن باشد و آنها كه زنده وهدايت ميشوند از روي دليل روشن باشد .
اسلام دين عقل و منطق است و با حجت و برهان ودلائل روشن ( آيات بينات ) انسان را به سوي هدف بزرگ و عالي او كه خداوند برايش مقرر فرموده ، راهنمائي ميكند و در نظام زندگي انساني اين سنت را قرار داده است كه هر كار و يا خواسته و نظري مبتني بر دليل و حجت روشن باشد . شخص منصف و با وجدان را قانع سازد و به پذيرش آن تن در دهد . تاريخ بشري نيز ثابت كرده كه در طول زمانها فقط منكرين و معاندين دشمنان « بينات » بوده اند ، نه اشخاص با انصاف كه با پذيرفتن بينه و دليل نقاط تاريك ذهن خود را روشن ميسازند .
حق ديگري كه خواهان بايد براي خوانده ملحوظ دارد و رعايت نمايد « مهلت دادن » است تا او بتواند در فرصتي كه بوي داده ميشود ، بينديشد و درباره عاقبت كار ويا تسليم « مدعي به » تصميم بگيرد و ضمناً از حسن رفتار و « لطف كامل » و مداراي خواهان ، احساس شرمساري كرده و در نتيجه خودرا به رعايت حقوق او ملكف بداند كه اميرالمؤمنين علي ( ع ) ميفرمايد :
دارالناس تستمتع باخائهم ، و القهم بالبشرتمت اضغانهم
با مردم مدار كن تا از برادريشان بهره گيري ، و با خوشروئي با آنان ديدار كن تا كينه ايشان را بميراني .
لزوم رعايت حقوق مردم و اهميت فراواني كه اين حقوق در پيشگاه اسلام دارد ، از اين سخن بلند امام علي ( ع ) آشكار ميگردد كه ميفرمايد :
جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمه لحقوق فمن قام لحقوق عبادلله كان ذلك موديا الي القيام بحققوق الله .
خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمه بر حقوق خود قرار داده ، پس هر كس براي اداي حقوق بندگان خدا قيام كند اين كار او را به قيام بر اداي حقوق خداوند وادار مينمايد .
خداوندا ما را به رعايت حقوق مردم كه مقدمه حقوق توست موفق بدار .

 

 

 


پي نوشت :
1-تحف العقول تأليف ابي محمد حسن بن علي بن حسين بن شعبه حراني ، ازعلماي قرن چهارم هجري .ص 274 – كتابفروشي اسلاميه ( با ترجمه فارسي ) ، شعبان 1384 هجري .
2-بقره /42
3- بقره /283
4-نساء / 135
5-اصول كافي ، ج 3 ص 219
6-لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه ( احزاب – 21 )
7-آل عمران / 159
8-رعد / 28
9-ذاريات /55
10-نهج البلاغه شماره / 2653
11-ليس الشديد بالصرعه انما الشديد الذي تملك نفسه عندالغضب ، ( نهج الفصاحه – رقم 2381 )
12-لايغلب من يستظهر بالحق ( غررالحكم ) ، كسي كه حق با اوست مغلوب نمي شود .
13-آل عمران /138-
1-نحل / 89
2-بقره 256
3-انفال /42
4-غررالحكم


سايت قوانين

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آخرین ارسالهای کاربران